شوراهای حل اختلاف و آسیب شناسی آن
مقدمه:
در نظام جمهوری اسلامی ایران شوراهای
حل اختلاف برای نخستین بار برابر ماده 189 قانون برنامه سوم توسعه اقتصادی،
اجتماعی، و فرهنگی بوجود آمد و در این ماده در مقام تبیین هدف از تشکیل شوراهای حل
اختلاف آمده است: «به منظور کاهش مراجعات مردم به محاکم قضائی و در راستای
مشارکتهای مردمی، رفع اختلافات محلی و نیز حل و فصل اموری که ماهیت قضائی ندارد و
یا ماهیت قضائی آن از پیچیدگی کمتری برخوردار است به شورای حل اختلاف واگذار می
شود.»
بنابراین اهداف شوراهای حل اختلاف
عبارتند از:
1 ـ قضا زدائی، یعنی حل و فصل
اختلاف مردم قبل از مراجعه به دادگاه ها؛ زیرا یکی از مشکلات اساسی قوه قضائیه حجم بالای ورودی پرونده
های قضائی است که تالی فاسدی همچون تراکم کار قضات، اطاله دادرسی، صدور آرای نامتناسب و در نهایتاً نارضایتی و ناامیدی مردم را در پی داشت. بسیاری از مردم از
ترس مشکلات قضائی از پیگیری حقوق خویش نزد دادگاه ها روی گردان شده یا مسیر شرّخرها را طی می کردند! بنابراین منطقی است که یکی از اهداف تشکیل شوراهای حل اختلاف،
کاستن حجم ورودی پرونده ها باشد.
2 ـ احیای فرهنگ صلح و سازش.
که هر دو با مشارکت خود مردم انجام
می پذیرد.
به عبارت دیگر قوه قضائیه و بلکه مجموعه
قوه حاکمه به طور کلی این هدف را داشت که با تشکیل شوراهای حل اختلاف از ورود دعاوی
کیفری و حقوقی به دادگاه های دادگستری که روز به روز بیشتر می شد جلوگیری کند و
بخشی از آنها را با شرکت خود مردم (معتمدین و امنای آنها) از طریق مصالحه و اصلاح
ذات البین حل و فصل کند. این موضوع در فرمایش حضرت آیت ا... هاشمی شاهرودی رئیس محترم
وقت قوه قضائیه متبلور است:
«باید فرهنگ صلح و سازش و داوری
بدون مراجعه به محاکم در جامعه ایجاد شود.»
با توجه به وجود برخی مشکلات در
رسیدگی به پرونده ها و به منظور رفع هرگونه اعمال سلیقه های شخصی افراد مراجعه
کننده و اعضاء شورا قانون جدید شوراهای حل اختلاف تحت عنوان «قانون شوراهای حل
اختلاف» بتاریخ 18/4/1387 با 51 ماده و 10 تبصره به تصویب کمیسیون قضائی و حقوقی
مجلس شورای اسلامی رسیده و در تاریخ 16/5/1387 شورای محترم نگهبان قانون اساسی آن
را تأیید نموده است و این شوراها براساس قانون اخیر الذکر فعالیت خود را ادامه می
دهد.
بخش اول ـ بررسی اجمالی قانون شوراهای
حل اختلاف:
هدف از تأسیس شوراهای حل اختلاف:
رویکرد جدید شوراهای حل اختلاف که براساس «قانون شوراهای
حل اختلاف» شکل گرفته است به موجب ماده 1 آن عبارت است از:
«به منظور حل
اختلاف و صلح و سازش بين اشخاص حقيقی و حقوقی غيردولتی شوراهای حل اختلاف ... تحت
نظارت قوه قضائيه و با شرايط مقرر در اين قانون تشكيل می گردد.»
در این ماده چند نکته قابل توجه است:
1 ـ شوراهای حل اختلاف با رویکرد صلح و سازش و اصلاح ذات
البین اشخاص حقیقی و حقوقی غیر دولتی ایجاد شده است.
2 ـ شوراهای حل اختلاف به موجب این قانون و تحت نظارت قوه
قضائیه تشکیل شده است.
تشکیلات شورا و تركيب اعضاء و چگونگی انتخاب آنان:
در قوه قضائیه، مرکزی تحت عنوان مرکز امور شوراها
ایجاد شده و ریاست آن توسط رئیس قوه قضائیه منصوب می شود مسئولیت سياستگذاری،
برنامهريزی و نظارت بر عملكرد شوراها را بر عهده دارد و در استانها رياست شوراهای
استان به عهده يكی از معاونين رئيس كل دادگستری استان خواهد بود كه بنا به پيشنهاد
رئيس كل دادگستری و تأييد مركز امور شوراها و تصويب رئيس قوه قضائيه تعيين می شود،
رئيس شوراها در حوزه قضائی شهرستان و بخش نيز از بين قضات شاغل و بنا به پيشنهاد
رئيس شوراهای استان برای مدت 3 سال توسط رئيس كل دادگستری استان منصوب می شود.عزل
رئيس شوراهای استان با پيشنهاد رئيس كل دادگستری استان و تأييد مركز امور شوراها و
تصويب رئيس قوه قضائيه خواهد بود. (مواد 2 و 3 آ.ق.ش)
هر شورا نیز از سه نفر عضو اصلی و دو نفر عضو علی البدل
برای جایگزینی عضو غایب تشکیل شده است که اعضای آن توسط رئیس حوزه قضائی به طرق
مقتضی از میان افراد واجد اعتبار اجتماعی و معنوی و دارای توانایی لازم برای حل و
فصل اختلافات و مسائل ارجاع شده از طريق مصالحه و سازش دارند، تعيين و به رئيس
شوراهای استان پيشنهاد می شود و پس از احراز صلاحيت های عمومی و اختصاصی مقرر در
قانون با ابلاغ رئیس کل دادگستری استان برای مدت 3 سال منصوب می شوند. رئيس هر
شورا از ميان اعضاء شورا بنابر پيشنهاد رئيس حوزه قضايی و تأييد رئيس شوراهای
استان و ابلاغ رئيس كل دادگستری تعيين می شود. جلسات شورا با حضور تمامی اعضاء
رسمیت یافته و رأی اکثریت مناط اعتبار است. برای انجام امور دفتری و بایگانی یک یا
چند شعبه شورا یک نفر با پیشنهاد شوراهای شهرستان و بخش و ابلاغ رئیس شوراهای
استان تعیین می شود و مجتمع شورایی نیز می تواند یک دفتر کل که مدیر آن با پیشنهاد
سرپرست مجتمع ابلاغ رئیس شوراهای استان
تعیین می شود.
علاوه بر اعضاء شورا در هر حوزه قضائی يك يا چند
نفر قاضی دادگستری از ميان قضات شاغل با حکم رئیس قوه قضائیه منصوب می شوند که قاضی
شورا ناميده می شوند. قاضی شورا می تواند تؤاماً عهدهدار امور چند شورا باشد.
قاضی شورا در محل شورا مستقر و جلسات رسیدگی را تشکیل می دهد. (مواد 2 الی 6 ق.ش و
مواد 2 الی 11 و ماده 23 آ.ق.ش)
رسیدگی در شوراها:
حوزه فعالیت شورا حوزه قضائی است که در مقرّ آن دادگاه انجام وظیفه می
نماید و تعیین محدوده جغرافیائی هر حوزه به عهده رئیس همان حوزه می باشد.(تبصره
ذیل ماده 1 ق.ش)
رسیدگی در شورا با تقدیم درخواست كتبی يا شفاهی و پرداخت سی هزار (30،000) ريال در امور مدنی و پنج هزار (5،000) ريال
در امور كيفری به عنوان هزينه دادرسی ممکن است. درخواست شفاهی در صورتمجلس قيد و
به امضاء خواهان يا متقاضی می رسد. در هر دو صورت درخواست باید متضمن موارد ذیل
باشد:
۱ـ
نام و نام خانوادگی، مشخصات و نشانی طرفيت دعوا.
۲ـ
موضوع خواسته يا درخواست يا اتهام با قيد محل دقيق وقوع جرم يا تخلف.
۳ـ
دلايل و مستندات درخواست.
در دعوی مدنی درخواست به انضمام دلايل و مدارك، به تعداد خواندگان به
اضافه يك نسخه تهيه و تقديم شورا می شود و در شكايت كيفری درخواست به همراه دلايل
و مدارك در یک نسخه به شورا تقديم می گردد. (مواد 18 و 19 و24 ق.ش و ماده 29
آ.ق.ش)
رسيدگی شورا تابع تشريفات آئين دادرسی مدنی (شرايط شكلی دادخواست،
نحوه ابلاغ، تعيين اوقات رسيدگی، جلسه دادرسی و مانند آن که راجع به رسیدگی شکلی تا
جائی است که منافی قوانین آمره و موجد حق و تکلیف برای طرفین نباشد. به عنوان مثال
اگر خوانده با دعوت تلفنی یا پیامک در جلسه رسيدگی شورا حاضر نشود و يا لايحهای
ارسال نكند بدیهی است که اين دعوت مطابق مقررات آئين دادرسی مدنی راجع به ابلاغ نبست
لذا شورا مكلف است او را با ارسال اخطاريه دعوت كند.
لیکن قاضی شورا در مقام رسیدگی و صدور آرای مقتضی تابع قواعد و اصول
مقرر در قانون آئين دادرسی مدنی و كيفری است، به استثنای مقرراتی که ناظر به
وكالت، صدور رأی، واخواهی، تجديدنظر و هزينه ی دادرسی، باشد.(ماده 20 و تبصره 2 و ماده
21 ق.ش و تبصره های ذیل آن)
صلاحیتهای شورای حل اختلاف:
صلاحیت شوراها در 6
مبحث عمده قابل بررسی است:
1 ـ ایجاد صلح و سازش با تراضی طرفین یا با درخواست احد از
آنان:
در صورتی که درخواست یک یا دو طرف دعوی به ختم دعوی به نحو صلح و سازش
باشد شورا صالح به رسیدگی و صدور گزارش اصلاحی در موارد ذیل می باشد:
الف ـ كليه امور مدنی و حقوقی به استثنای:
1 ـ اختلاف در اصل نكاح، اصل طلاق، فسخ نكاح، رجوع، نسب.
2 ـ اختلاف در اصل وقفيت، وصيت، توليت.
3 ـ دعاوی راجع به حجر و ورشكستگی.
4 ـ دعاوی راجع به اموال عمومی و دولتی.
5 ـ اموری كه به موجب قوانين ديگر در صلاحيت مراجع اختصاصي يا مراجع
قضائی غير دادگستری می باشد.
ب ـ كليه جرائم قابل گذشت.
ج ـ جنبه ی خصوصی جرائم غيرقابل گذشت.
در صورت عدم حصول تراضی یا امتناع متصالح از اعلام تمایل به ختم دعوی
به نحو سازش، به ترتیب زیر اقدام می شود:
اگر موضوع شکایت کیفری در صلاحيت شورا باشد، شورا پس از رسيدگی رأی
مقتضی صادر می كند و چنانچه موضوع دعوی حقوقی در صلاحيت قاضی شورا باشد وی پس از
مشورت با اعضاء شورا و اخذ نظريه كتبی آنها مبادرت به صدور رأی می نمايد، نظر
اعضای شورا و مستندات بايد ثبت و در پرونده منعكس باشد و نهایتاً اینکه چنانچه
موضوع نه در صلاحيت رسيدگی شورا و نه در صلاحيت رسيدگی قاضی شورا باشد موضوع سازش
و شرايط آن به ترتيبی كه واقع شده است در صورتمجلس منعكس و پرونده و خواهان يا
شاكی به مرجع قضايی يا ساير مراجع ذيصلاح ديگر هدايت می شود. (مواد 8، 10، 25 و 26
ق.ش و مواد 31 الی 33 آ.ق.ش)
2 ـ ایجاد صلح و سازش با تشخیص و ارجاع دادگاه رسیدگی
کننده:
در كليه اختلافات و دعاوی مدنی و خانوادگی که در دادگاه تحت رسيدگی است ممکن است مقام رسیدگی کننده با توجه به كيفيت دعوی يا شرایط اختلاف، امكان حل
و فصل آن از طريق صلح و سازش را تشخیص و پرونده را یک نوبت به مدت دو ماه به شورا
ارجاع نماید؛ در این صورت شورا ملکف است برای حل و فصل دعوی يا اختلاف و ايجاد صلح
و سازش تلاش كند و نتيجه را اعم از حصول يا عدم حصول سازش در مهلت تعيين شده مستقیم
و بدون نیاز به تأیید قاضی شورا به مرجع قضائی ارجاع كننده برای تنظيم گزارش
اصلاحی يا ادامه رسيدگی مستنداً اعلام نمايد. (مواده 12 و 13 ق.ش و ماده 34 آ.ق.ش)
در ماده 13 قانون شوراهای حل اختلاف
که مقرر می دارد « شورا مكلف است در اجرای ماده فوق برای حل و فصل دعوی يا اختلاف
و ايجاد صلح و سازش تلاش كند و نتيجه را اعم از حصول يا عدم حصول سازش در مهلت
تعيين شده به مرجع قضائی ارجاع كننده برای تنظيم گزارش اصلاحی يا ادامه رسيدگی
مستنداً اعلام نمايد.» نکته قابل ذکری که از عبارت «تلاش کند» مندرج در آن به ذهن خطور
می شود این است که تکلیف و تعهد اعضای شورا، ایجاد زمینه صلح و سازش و سوق دادن
جریان پرونده به ختم دعوی به نحو سازش (تعهد به وسیله) است. وانگهی تصور اینکه ارجاع
پرونده دستور قضائی به صلح و سازش طرفین دعوی است و باید به اجراء گذارده شود (تعهد
به نتیجه) تصور ناثوابی است و اگر طرفین تحت فشار و اجبار به سازش ختم دعوی نماید،
از منظر علم حقوق واجد اعتبار نخواهد بود، در این فرض دو حالت متصور است:
حالت اول) طرفین یا هر یک از آنها برای انعقاد صلح و سازش مکره شوند؛ در
این صورت نفوذ سازش منوط به رضایت آنان بعد از رفع کره می باشد.
حالت دوم) طرفین یا هر یک از آنها مجبور به انعقاد صلح و سازش شوند؛ در
این حالت چون اراده اجبار کننده جانشین اراده طرفین دعوی یا هر یک از آنها شده است
لذا اینگونه صلح و سازش به جهت فقد قصد، از اساس باطل و بی اثر است.
3 ـ رسیدگی به دعوی و اعلام نظر مشورتی به قاضی شورا:
اعضاء شورای حل اختلاف در موارد زیر پس از رسیدگی در موضوع دعوی نظر مشورت
خود را مستند و کتبی جهت رسيدگي و صدور رأی به قاضی شورا اعلام می نمايد.
۱ـ
دعاوی مالی در روستا تا بيست ميليون (۲۰.۰۰۰.۰۰۰) ريال و در شهر
تا پنجاه ميليون (۵۰.۰۰۰.۰۰۰) ريال.
۲ـ
كليه دعاوی مربوط به تخليه عين مستأجره به جز دعوی مربوط به سرقفلی و حق كسب و
پيشه.
۳ـ
صدور گواهی حصر وراثت، تحرير تركه، مهر و موم تركه و رفع آن.
۴ـ
ادعای اعسار از پرداخت محكوم به در صورتی كه شورا نسبت به اصل دعوی رسيدگی كرده
باشد. (ماده 11 ق.ش و ماده 32 آ.ق.ش)
4 ـ رسیدگی به اتهام و صدور رأی:
اعضاء شورای حل اختلاف در موارد زير صالح به رسيدگی و صدور رأی است:
الف ـ در جرائم بازدارنده و اقدامات تأمينی و تربيتی و امور خلافی از
قبيل تخلفات راهنمايی و رانندگی كه مجازات نقدی قانونی آن حداكثر و مجموعاً تا سی
ميليون (۳۰.۰۰۰.۰۰۰) ريال و يا سه ماه حبس باشد.
ب ـ تأمين دليل (ماده 9 ق.ش و ماده 31 آ.ق.ش)
5 ـ حفظ اموال و اعلام آن به مرجع ذیصلاح:
اگر شورا به هر طـريق از وجود اموال اشخاص محـجور (صغیر، مجنون و
سفیه) بدون ولی يا قيم، يا از وجود اموال غايب مفقودالاثر يا ارث بدون وارث يا مال
مجهولالمالك در حـوزه فـعاليت خـود اطـلاع حـاصل كـند، مـكلف است بـدون فـوت وقـت
در خارج از نویت و بدون هرگونه دخل و تصرف در اموال و در صورت امكان با استفاده از
ضابطين دادگستری، اقدام لازم را حسب مورد (از قبل مهر وموم، تحریر اموال و تعیین
حافظ و تنظیم صورتمجلس) جهـت حفـظ و نگهداری اموال موصوف و جلوگيری از تضـييع آن
بـه عمـل آورد و در اسرع وقـت به مرجع قضايي اعلام و گزارش نـمايد. هزينه نگهداری
به عهده مالك يا مالكان خواهد بود و در صورت عدم شناسايی وی، از اموال ياد شده طبق
قانون اجرای احكام مدنی قابل وصول است.(ماده 14 ق.ش و 20 آ.ق.ش)
6 ـ داوری:
در مواردی كه شورا به عنوان داور مورد توافق طرفين به دعاوی و
اختلافات رسيدگی می كند رعايت مقررات مربوط به داوری مطابق مواد 454 الی 501 قانون
آئين دادرسی مدنی دادگاه عمومی و انقلاب (در امور مدنی) مصوب 1379 مجلس شورای
اسلامی می باشد. علاوه بر مواردی كه «شورا» به عنـوان داور مرضی الطرفين تعيين می شود،
اشخاصی كه اهليت اقامه دعوی دارند می توانند با توافق يكديگر به شورای حل اختلاف
مراجعه تا شورا داوری كرده يا برای آنان نسبت به انتخاب داور يا داوران اقدام كند.
متعاملين نيز می توانند در ضمن معامله يا خارج از آن تراضی نمايند كه در صورت بروز
اختلاف فی مابين، به شورا جهت تعيين داور مراجعه كنند. (مواد 47 ق.ش و 22 آ.ق.ش)
اختلاف در صلاحیتهای شوراهای حل اختلاف و رفع آن:
اختلاف در صلاحیت شوراها را از دو منظر اختلاف در صلاحیت
محلی و اختلاف در صلاحیت ذاتی ممکن است بروز نماید:
1 ـ اختلاف در صلاحیت محلی: در این صورت سه حالت متصور
است:
حالت اول) اختلاف صلاحیت محلی بین شوراهای یک حوزه قضائی
واقع شود؛ در این حالت مرجع حل اختلاف شعبه اول دادگاه عمومی همان حوزه مقرّ شورا
خواهد بود.
حالت دوم) اختلاف صلاحیت محلی بین شوراهای حوزه های قضائی
یک شهرستان یا استان واقع شود؛ در این حالت مرجع حل اختلاف شعبه اول دادگاه عمومی
حوزه قضائی مرکز استان است.
حالت سوم) اختلاف صلاحیت محلی بین شوراهای حوزه های قضائی
دو استان واقع شود؛ دراین حالت مرجع حل اختلاف با شعبه اول دادگاه عمومی شهرستان مركز استانی است كه ابتدائاً به
صلاحيت شورای واقع در آن استان اظهارنظر نموده است. به این صورت که شورای حل
اختلاف حوزه قضائی یک استان (مثلاً حوزه قضائی آستارا) با صدور قرار عدم صلاحیت از
خود به شایستگی و اعتبار رسیدگی شورای حل اختلاف حوزه قضائی استان دیگر (مثلاً
حوزه قضائی نمین) پرونده را ارسال می کند. شورای حل اختلاف اردبیل با ملاحظه
پرونده نظر خود مبنی بر عدم صلاحیت خود اعلام و پرونده را به شعبه ی اول دادگاه
عمومی مرکز استان ارسال می نماید نظر این مرجع قاطع دعوای بین شوراهای حل اختلاف
حوزه قضائی دو استان خواهد بود لذا در صورتیکه رأی شعبه اول دادگاه عمومی مرکز
استان حوزه قضائی مرجوع الیه به صلاحیت آن شورا باشد شورای حل اختلاف مرجوع الیه
مکلف به ادامه رسیدگی خواهد بود. (مواد 15 و 17 ق.ش)
2 ـ اختلاف در صلاحیت ذاتی: در این صورت سه حالت متصور
است:
حالت اول) اختلاف صلاحیت ذاتی بین شورا با سایر مراجع
قضائی غیردادگستری یک حوزه قضائی واقع شود؛ دراین حالت مرجع حل اختلاف شعبه اول دادگاه عمومی حوزه قضائی مربوط است.
حالت دوم) اختلاف صلاحیت ذاتی بین شورا با سایر مراجع
قضائی غیردادگستری حوزه های قضائی مختلف یک استان واقع شود؛ دراین حالت مرجع حل اختلاف شعبه اول دادگاه عمومی شهرستان مركز همان استان است.
حالت سوم) اختلاف صلاحیت ذاتی بین شورا با سایر مراجع
قضائی غیردادگستری حوزه های قضائی دو استان واقع شود؛ در این حالت به شرحی که حالت سوم بند 1 راجع به اختلاف صلاحیت محلی ذکر شده عمل
خواهد شد.
حالت چهارم) اختلاف صلاحیت ذاتی بین شورا با مراجع قضائی
اعم از یک حوزه یا دو حوزه قضائی مختلف واقع شود؛ در این حالت نظر مرجع قضائی لازمالاتباع است.(مواد 16
و 17 ق.ش)
ابلاغ اوراق و تجدید نظر خواهی از آرای شوراها و اجرای احکام:
اوراق، آراء و تصميمات شورا حسب مورد به صورت كتبی، نامههای
الكترونيكی، تماس تلفنی، ارسال پيام كوتاه و مانند آن ابلاغ می شود به نحوی كه
برای اعضاء يا قاضی شورا اطمينان حاصل شود مخاطب از موضوع ابلاغ مطلع گرديده والا
بايد كتباً انجام شود.
گزارش اصلاحی شوراها غیرقابل اعتراض و قطعی و در صورتی که
متعهد گزارش اصلاحی وفای به عهد ننماید با درخواست متعهدله گزارش اصلاحی در اجرای
شورا لازم الاجراء خواهد بود.
كليه ی آراء حضوری صادره موضوع مواد (۹) و (۱۱) قانون
شورا ظرف مدت بيست روز از تاريخ ابلاغ قابل تجديدنظر خواهی می باشد و به رأی غيابی
ظرف مهلت بيست روز از تاريخ ابلاغ واقعی به محكوم عليه غايب، قابل واخواهی در همان
شعبه صادر کننده رأی است.
مرجع تجديد نظر خواهی از آرای شورا، قاضی شورا و مرجع
تجديدنظر از آرای قاضی شورا دادگاه عمومی همان حوزه قضائی می باشد. چنانچه مرجع
تجديدنظر آرای صادره را نقض نمايد راساً مبادرت به صدور رأی می نمايد.
اجرای احكام شورا حسب مورد تابع مقررات اجراء احكام مدنی
و كيفری دادگاههاست. رئيس حوزه قضائی می تواند به منظور تسريع در اجرای آرای قطعی
شوراها، واحد اجرای احكام مدنی در محل شورا تحت نظارت قاضی شورا كه توسط رئيس كل
دادگستری استان انتخاب می شود ايجاد نمايد.
آرای قطعی در امور مدنی به درخواست ذینفع و با دستور
قاضی شورا پس از صدور برگه اجرائيه مطابق مقررات مربوط به اجرای احكام دادگاهها
توسط واحد اجرای احكام دادگستری محل به اجراء در می آيد. چنانچه محكوم عليه، محكوم
به را پرداخت نكند و اموالی از وی به دست نيايد و منجر به اعمال مقررات قانون نحوه
اجرای محكوميتهای مالی و بازداشت محكومعليه گردد، با تقاضای ذينفع و دستور قاضی پرونده
اجرائی برای اعمال قانون نحوه اجرای محكوميتهای مالی به اجرای احكام دادگستری
اعلام می شود.
احكام كيفری شورا توسط قاضی شورا اجراء می شود و در صورتی
كه بازداشت محكومعليه لازم باشد، سوابق به واحد اجرای احكام كيفری دادسرای عمومی
و انقلاب محل ارسال خواهد شد.
در مواردی كه انجام تكاليف و اجرای تصميم شورا مستلزم همكاری
مراجع دولتی يا عمومی (به ويژه ضابطين دادگستری) است، مراجع مذكور مكلف به همكاری
و ايفاء وظيفه بوده و در صورت تخلف حسب مورد متخلف مستوجب تعقيب كيفری، اداری و
انتظامی خواهد بود. (مواد 29 الی 34 ق.ش و مواد 25 الی 38 آ.ق.ش)