فصل دوم: کجروی اجتماعی و انواع آن

هر جامعه از اعضای خود انتظار دارد از ارزشها و هنجارها پیروی كنند امّا همواره عده ای هستند که این ارزشها را زیر پا می گذارند کسانی که با جامعه همنوا هستند بهنجار و آنان که همنوائی ندارند نابهنجار می گویند که تداوم رفتار نابهنجار را انحراف اجتماعی می نامند، و فرد را کجرو، که از نظر جامعه شناسان مخرّب زندگی اجتماعی است و آنرا مترادف با قانون شکنی می دانند.

الف) انواع كجروی اجتماعی

کجروی نخستین: در این حالت فرد هنجارشکن هنوز بر چسب منحرف نخورده و موقّتی است مثل فردی که از چراغ قرمز عبور می کند.

کجروی دومین: فرد برچسب خورده و خود را کجرو میداند. مثل: آدمکشان- دزدان حرفه ای- معتادان.

کجروی فردی: شخصی که به تنهایی از هنجارهای اجتماعی منحرف می شود و آنها را اجرا نمی کند. مثل دزدی که فردی را کشته است.

کجروی گروهی: گروهی از افراد که هنجارشکنی می کنند که دارای خرده فرهنگ کجرو هستند و همه ی اعضا شیوه ی زندگی یکسانی دارند. مثل روسپیان- معتادان- جیب برهای حرفه ای (ستوده"1380" ص36-35)

ب) عوامل مؤثر بر کجرویهای اجتماعی

1-2) خانواده

هر جامعه ای از مجموعه ای خانواده تشکیل یافته است و در نتیجه سلامت و آرامش خانواده ها سبب از بین رفتن آلودگی ها و معضلات اجتماعی است. وجود امنیت روانی در خانواده برای فرزندان محیط مناسبی برای ادامه ی تحصیل و جلوگیری از بحران های روحی فراهم می کند که بعدها در جامعه مثمر ثمر خواهند بود. در غیر این صورت محیط خانواده محیطی ناامن پر از استرس و اضطراب خواهد شد که فرزندان از آن گریزان خواهند شد که محیطی نا متعادل ایجاد گردیده و شاهد از هم گسیختگی آن خواهیم بود.

پدر و مادری که با یکدیگر کشمکش و تعارض دارند و کانونی سرد و بی روح ایجاد کرده اند با فراری دادن فرزندان از محیط خانه و خانواده زمینه ی بروز بزهکاری و نابهنجاری آنها را فراهم می کنند، که منجر به فرار از منزل، مدرسه و ولگردی شده، فرزندان پسر کوچه را به خانه ترجیح داده و با عضویت در باندهای خلاف جرایم مختلفی را مرتکب می شوند.

دختران نیز به دنبال محبت در بیرون از منزل گشته و به دوستی با جنس مخالف گرایش پیدا می کنند که نهایت آن تباهی و فساد و خواهد بود. افزایش آمار طلاق، زندگی با ناپدری و یا نامادری یا پدربزرگ ها و مادر بزرگ ها و کمبودهای عاطفی باعث بزهکاری در فرزندان طلاق و در نتیجه ناسازگاری در مدرسه و انجام کارهای خلاف در جامعه می گردد زیرا بچه ها در بین خانواده ای با عشق، احترام، یگانگی و حمایت و امنیت زندگی نمی کنند.

بسیاری از والدین عقده های ناکام شده خود را (از جمله رشته تحصیلی و کسب ثروت و ...) را در فرزندان خود جستجو می کنند و انتظار دارند فرزندان خواست خود را فدای خواست اولیای خود سازند. که این امر موجب گسستگی روابط عاطفی و احساس بی عدالتی و تنش و استرس برای فرزندان شده و زمینه را برای رفتار نابهنجار فراهم می نماید. از سوی دیگر فقر مادی و بضاعت مالی خانواده از قبیل عدم برخورداری از فضای مناسب زندگی، تغذیه ناقص و ناتوانی در رفع نیازهای آموزشی سبب می شود دانش آموز برای جبران کمبودها و مساعدت مالی خانواده اش تن به کار داده و اشتغال زودرس را جهت تأمین نیازهای خانواده بر ادامه تحصیل ترجیح داده و در سن پائين وارد اجتماعی پر ازخطر شده و زمینه انحراف او فراهم گردد.

2-2) عدم وجود امنیت

جامعه شناسان و سیاستمداران و روانشناسان، نیاز به امنیت را به عنوان یک از نیازهای اولیه ی انسان ها در نظر می گیرند و معتقدند در صورتی که این نیازها تأمین نشود، تبعاتی برای فرد و جامعه به همراه خواهد داشت.

امنیت در جامعه در سطوح مختلف مطرح است: از فرد تا خانواده، قبیله، شهر و ... و امنیت ابعاد مختلفی دارد از جمله: امنیت شغلی، امنیت روانی، امنیت فرهنگی، امنیت اجتماعی و ...

امنیت اجتماعی در اثر حوادثی نظیر کاهش کنترل حکومتها بر جوامع، ظهور جنبشهای جدائی طلب، افزایش مهاجرت، اعتراض به تفاوت فاحش فقیر و غنی، افزایش جرایم جایگاه خاصی یافته است.

لذا برای برقراری امنیت اجتماعی، جدای از مسائل سیاسی باید جلوی مهاجرتهای بی رویه و جرایم گرفته شود و از طرفی در جامعه ای که افراد امنیت روانی، شغلی و اجتماعی ندارند گرایش به کارهای خلاف نظیر اعتیاد، بزهکاری، فحشاء و غیره افزایش می یابد(یعنی امنیت و نابهنجاریها با یکدیگر رابطه دو طرفه دارند.)

3-2) بحران هویت

به وضعیتی گفته می شود که فرد یا جامعه هوشیاری و آگاهی لازم نسبت به خود را از دست بدهد و حالت مردد و ناپایدار به خود بگیرد(درمانی ،1381، ص23) در این حالت فرد نقش خود را در گروه نمی داند و در سطح کلان جامعه نیز کارکرد خود را از دست می دهد که نتیجه آن انحرافهای اجتماعی و ناهنجاریهای رفتاری نظیر از خودبیگانگی، نابهنجاریهای اجتماعی، شورشهای دسته جمعی و آزارهای جنسی و ... می باشد.

4-2) عضویت در گروه همسالان

میل به استقلال و اتکا به خود و حضور در گروهای مختلف از مشخصات بارز دوره نوجوانی و جوانی است که یکی از این گروهها، گروه همسالان است با سلیقه ها، خرده فرهنگ خاص خود، نوع پوشش و هنجارهای مخصوصی که گاهی در تضاد با ارزشها و هنجارهای جامعه است و باعث درگیری و کشمکش بین جوانان و خانواده گشته و در صورت تداوم، فرار از خانه و گرایش به مواد مخدر را بدنبال خواهد داشت.

5-2) تغییر سریع فرهنگی و نیز پس افتادگی فرهنگی

تغییر فرهنگی فرایندی است که طی آن اجزای مختلف یک فرهنگ با گذشت زمان دگرگون می شود که نتیجه آن تحول سازمانهای اجتماعی است که اگر شتاب آن زیاد باشد آسیب زا است زیرا تطابق و سازش اجتماعی را دشوار می کند و هماهنگی بین نهادهای اجتماعی از بین رفته و بحران ایجاد می گردد که ریشه بسیاری از نابسامانیها و آسیبهای اجتماعی شده و مانع رسیدن افراد به اهدافشان می شود و مشکلاتی نظیر اعتیاد به مواد مخدر، فحشا و ... ایجاد می کند. زیرا این تغییرات باعث دگرگونی سنتها و آداب و رسوم گردیده و جوانان را بی ریشه کرده و باعث بی هویتی افراد نیز می گردد.

6-2) بیکاری گسترده

امروزه قسمت اعظم جوانان کشور پس از اتمام تحصیل بدنبال کار گشته و آنها که پارتی ندارند شغلی را نیز نمی یابند زیرا در استخدام افراد روابط بر ضوابط پیشی گرفته و خویشاوند گرایی جای شایسته سالاری را گرفته است و در نتیجه درصد بالائی از جوانان بیکار می مانند که اثرات بسیار مخربی بر روند رشد و توسعه اقتصادی داشته و از سوی دیگر معضلات اجتماعی را بدنبال دارد. بیکاری باعث افزایش فقر در جامعه شده، اعتماد به نفس جوانان را از بین برده و انگیزه آنها را برای درس خواندن کاهش می دهد. سبب متلاشی شدن خانواده ها، افزایش فساد و جرایم و بسیاری از ناهنجاریها نظیر سرقت، قاچاق اسلحه و مواد مخدر، اعتیاد و ... می گردد. نرخ بیکاری در سال 82 در کل کشور 14% و در سال گذشته 11% در کل کشور و در برخی استانها 20% اعلام شده است.

7-2) سست شدن پایه های اعتقادات دینی

پرداختن به هنجارهای دینی و اعتقاد به توحید و معاد یکی از مؤثرترین راههای جلوگیری از ارتکاب جرایم می باشد انسانهایی که به حیات بعد از مرگ و پاداش و مجازات در آن اعتقاد دارند هرگاه مرتکب گناهی شوند عذاب وجدان گرفته و سعی می کنند با توبه دیگر مرتکب آن خلاف نشوند یعنی دستورات دینی و اعتقاد به مبدأ و معاد مانند سدی مانع از جرائم می گردد. همانطور که آمار و ارقام نشان می دهد در ماه رمضان درصد ارتکاب به جرم حدود 20 تا 30% کاهش می یابد ایمان واقعی درونی باعث ایجاد تقوا و یا، قوی ترین نیروی بازدارنده از رذالتهای اخلاقی است اما در جامعه ای که جوانان به مسائل دینی توجه نکرده و اعتقاد به معاد ندارند این سد درونی را از دست داده و در اثر ضعف ایمان مرتکب انواع جرایم و بزهکاریها می گردند.

8-2) مدرسه

بررسی و مطالعاتی که در کشورهای پیشرفته بعمل آمده است نشان می دهد که آموزشگاه در ترویج و تشدید بزهکاریها نقش قابل توجهی دارد.

کمبود معلمان ماهر و متخصص در پایه های مختلف تحصیلی، کمبود جا و تجهیزات در مدارس و نامساعد بودن شرايط کار آموزشی که کیفیت آموزشی را کاهش داده و تنش بین معلمان و فراگیران ایجاد می کند. با تراکم زیاد دانش آموزان در یک کلاس، مربیان فرصتی برای توجه به مبانی اخلاقی، تربیتی و اجتماعی دانش آموزان ندارند، لذا کودک در بین دیگران خود را گمشده یافته و احساس تنهایی کرده و رفته رفته از محیط درس منزجر گشته و به مقررات مدرسه توجهی نمی کند و غالباً از مدرسه فراری و کم کم نسبت به مقررات و قوانین محیط اجتماعی نیز بی اعتنا شده و در مظان ارتکاب جرائم مختلف قرار می گیرد. (قلی زاده، جامعه شناسی آموزش و پرورش، ص 240) از سوی ديگر تبعیض و بی عدالتی مربیان در امور تحصیلی، دادن نمره و توبیخ بی مورد در حضور دیگران، سبب دلسردی و نفرت دانش آموز از محیط مدرسه و اجتماع و معلم شده و زمینه را برای ارتکاب جرائم او فراهم می کند بعلاوه تناقضات و تضادهای اجتماعی – اقتصادی موجود در آموزشگاهها نیز که ریاکاری، تجمّل، ظاهرسازی و پول مداری را جایگزین وفاداری، ایمان، پشتکار و شجاعت کرده است، از عوامل مهم جرم زای مدارس است (همان).

عدم بکارگیری مشاوران و مددکاران اجتماعی متخصص و ماهر در مدارس، وجود دانش آموزان نابهنجار و عدم کنترل آنها موجب می شود که ناهنجاری مانند یک بیماری مسری بدیگران نیز سرایت کند و بسیاری از نوجوانان به ویژه دختران را تهدید کند.

دوگانگی وسایل برقراری انضباط در آموزشگاه و بیرون از آن در جامعه و خانواده سبب میشود که بسیاری ازدانش آموزان آیین نامه های انضباطی را جدی نگیرند، زیرا در این آئین نامه ها حداکثر مجازات اخراج از کلاس یا از مدرسه است. این قیبل دانش آموزان در قبال اعمال خلاف در خانواده با ضرب و شتم اولیاء خود روبرو می شوند در صورتی كه در مدرسه از كلاس درس محروم می گردند. اين نوع تنبيه منجر به رهايی دانش آموزان از كنترل و نظارت مسئولان مدرسه میشود و گاهی هم مطلوب دانش آموز است. (همان)

پیامدهای انقلاب و جنگ، تراکم و جابجایی جمعیت و تغییر ارزشها و هنجارهای اجتماعی سبب شده اند که مسأله انضباط در مدارس از اهمیت و حساسیت بیشتری برخوردار باشد از این رو اکثر معلمان بخاطر برقراری انضباط بخش عظیمی از نیروی خود را صرف کار غیر آموزشی می کنند و برخی اوقات نیز از اعمال خشونت آمیز و تندخویی کوتاهی نمی کنند که در نتیجه آن معلم و دانش آموزان مانند دو گروه متخاصم مقابل هم قرار می گیرند و زمینه برای ارتکاب جرائم دانش آموزان فراهم می شود. (این مسئله در مدارس پسرانه خیلی بیشتر از مدارس دخترانه می باشد.)

بسیاری از تحقیقات بعمل آمده در زمینه بزهکاری نشان می دهند که عادت به نادیده گرفتن آیین و مقررات در دوره آموزشی و سرکشی و عصیانگری اثر مستقیمی بر بزه های بعدی می گذارد. (قلی زاده، جامعه شناسی آموزش و پرورش، ص241)

ناسازگاری شخصیتی، افت تحصیلی، رفتار نابهنجار در کلاس و گستاخیهای مزمن زمینه را برای ترک تحصیل و بزهکاری بعدی فراهم می آورد.

از دیگر عواملی که منجر به انحراف و تخلفات اخلاقی دانش آموزان میشود، عدم انطباق خود معلم با محیط مدرسه و کلاس است. بی علاقگی به کار و کودکان، محرومیتهای مالی و منزلتی، عجز و ناتوانی در زندگی خصوصی موجب می شود که معلم نتواند یک محیط عاطفی دلپذیر بیافریند تا دانش آموزان باشوق و اشتیاق به تحصیل بپردازند. (همان، ص 242)

9-2) اوقات فراغت

قسمت اعظم رفتارهای انحرافی و بزهکارانه از ناتوانی افراد به پر کردن اوقات فراغت خود بصورت خلاقانه ناشی می شود، هرگاه نیروی خلاق بالقوه افراد بطور شایسته متحقق نشود، پیوسته به سوی جرائم سوق پیدا میکنند.

در کشور ما اوقات آزاد یا فراغت افراد به کارکردن، اتلاف وقت، خیابان گردی، استفاده نادرست از ماهواره و اینترنت و ... پر می شود، در نتیجه افراد نمی توانند از آن بهره کافی برده و بار علمی خود را افزایش دهند، بنابراین نقش اجتماعی مدرسه توانا ساختن کودکان برای استفاده صحیح از اوقات فراغت است. بنابر عقیده ارسطو در کتاب هشتم سیاست، معیار اساسی تعلیم و تربیت خوب، استفاده بهینه از اوقات فراغت است. اوقات فراغت في نفسه شادي بخش و منشأ لذت است. طعم اين لذت را کسانی می چشند كه دارای اوقات فراغت هستند و افراد پر مشغله از آن محرومند. (همان، ص 244)

10-2) مشکلات اقتصادی و فقر

مشکلات اقتصادی یکی از علت عمده آسیبهای اجتماعی است. غالب جامعه شناسان و اقتصادانان منشأ عمده انحرافات اجتماعی را در عوامل اقتصادی می دانند مفهوم واقعی فقر، محروم بودن از امکانات ابتدایی و ضروری برای ادامه زندگی است. اندازه و حد فقر با توجه به وضعیت جوامع فرق می کند و تا حدود نسبی است. در هر جامعه قشری که در فقر زندگی می کنند بیش از دیگران در معرض آسیب های اجتماعی قرار دارند و امکان ارتکاب رفتارهای انحرافی از سوی آنان بیشتر است. البته بسیاری از فقرا هستند که از کجروی بیزار و انسانهای شریفی هستند مهمترین آسیبهای ناشی از فقر سرقت است که فرد محتاج، مالی را که نیاز دارد سرقت می کند. از نظر اقتصادی فقرزدایی و مقابله با کجرویهای رفتاری بسیار مهم است. فقر اقتصادی به دنبال خود فقر فرهنگی را نیز دارد که آن فرد درک روشنی از ارزشها و هنجارهای جامعه ندارد، فقرا فرصت ادامه تحصیل ندارند و از میزان مشارکت اجتماعی آنها در زمینه سیاسی، اقتصادی و اجتماعی می کاهد.

1- فقر نسبی مفهوم عام در تمام کشورها: فاصله شرایط زندگی بعضی از گروهها با اکثریت جامعه

2- فقر مطلق: فقیر مطلق کسی است که در آمد لازم برای بقا و حفظ سلامت جسمی و روحی خود را نداشته باشد. یعنی در جامعه درآمد فرد حدی است که قادر به تأمین نیازهای اولیه خود نظیر غذا، پوشاک، مسکن، بهداشت، آموزش درحد کسب سواد و حداقل تفریح برای حفظ سلامت روحی نخواهد بود. این حداقل درآمد در کشورهای مختلف فرق دارد که با توجه به شرایط اقتصادی عادتهای مصرفی و سلیقه مردم می توان حداقل درآمد برای تأمین نیازهای اولیه و سطح متعارف را محاسبه کرد، و آنرا معیار تعیین خط فقر در آن جامعه قرار داده با توجه به درآمد سرانه و میزان نابرابری در توزیع درآمد می توان تصویری از وسعت و اندازه فقر در هر کشور بدست آورد هر چه سرانه پائین باشد فقر بیشتر است هرچه توزیع درآمد ناعادلانه تر میزان فقر بیشتر.

عدم وجود عدالت اجتماعی و تبعیض در وضع و اجرای قوانین بر علیه طبقات فقیر و بی چیز آنها را به قانون شکنی می کشاند و انواع جرایم اجتماعی از سوی بعضی از فقرا صورت می گیرد.

افزایش بیکاری، مهاجرت از شهرهای کوچک به کلان شهرها باعث افزایش حاشیه نشینی، ایجاد حلبی آبادها شده و افرادی که هیچ گونه امکاناتی برای ادامه زندگی ندارند مایل به انجام هرکاری هستند.

اغلب مطالعاتی که روی معتادان، ساراقان، روسپیگران، گدایان و... صورت گرفته عامل فقر را منشأ انحرافات فوق دانسته اند.

این مطالعات نشان می دهد در کشورهایی که توزیع درآمد عادلانه نیست و فاصله طبقاتی زیاد است، فقرا هر روز فقیر و اغنیا هر روز ثروتمندتر می شوند، فاصله طبقاتی فزونی یافته بعلت عدم آموزشهای اجتماعی و ضعف فرهنگی و فقدان احساس همبستگی ناشی از فرد گرایی افراد قادر به هدایت درست مبارزه برعلیه بی عدالتی اجتماعی نیستند و در نتیجه بزهکاری افزایش می یابد.

11-2) مهاجرت

یکی از عوامل بسیار مهم در زندگی بزهکاران مهاجرت است که از معضلات مهم و قابل توجه جامعه امروزی است. مهاجرت مشکلات زیادی را به دنبال دارد. جوانان و یا خانواده ها به انتظار داشتن زندگی بهتر و به امید یافتن کاری مناسب به شهرهای بزرگ به خصوص تهران روی می آورند. در زندگی قبل از مهاجرت مشکلات اندکی دارند ولی با ترک زندگی و آمدن به شهرها در مشکلات فراوانی غرق شده و به کارگری، دستفروشی، سیگارفروشی و ... مشغول می شوند. عده ای که از این راه به خواسته هایشان نمی رسند به کارهای خلاف نظیر دزدی، فروش مواد مخدر و ... کشیده می شوند. علاوه بر آن مهاجرت روستائیان به شهرها باعث خالی شدن روستاها، کاهش کشاورزی، فقر، تداخل فرهنگی، حاشیه نشینی، مشکلات روحی و روانی بین مهاجرین شده و زمینه ارتکاب انجام جرائم را فراهم می نماید.

دلایل مهاجرت عبارتند از:

1- محدودیت امکانات مختلف مانند امکانات رفاهی، بهداشتی، فرهنگی، اجتماعی و درآمد پائین، نداشتن دبیرستان یا دانشگاه و مشکل ادامه تحصیل و شغل برای جوانان در شهرهای مختلف

2- ارائه تصاویر فریبنده از رسانه ها در مورد زندگی شهری و امکانات مردم شهرنشین

3- سختی مشاغل روستایی و غیر شهری با درآمد و دستمزد پائین

4- احساس نداشتن امنیت و تأمین اجتماعی در زمان پیری و از کارافتادگی

5- عدم توجه کافی به روستائیان و تبعیض بین شهر و روستا

حاشیه نشینی یک از پیامدهای بسیار بد مهاجرت است، حاشیه نشینها کسانی هستند که برای کار و کسب درآمد بیشتر مهاجرت می کنند و در اولین گام با مشکل مسکن مواجه شده، ناچاراً در حاشیه شهرها که امکاناتی ندارند ساکن می گردند. این افراد جمعیت جوانی هستند با تراکم جمعیت بالا بهداشت در حاشیه بسیار پائین است و درآمدهای مشروع کم، مشاغل ساکنین اغلب آزاد و کارگری است و خلافکاری و اعمال مجرمانه در حد زیاد مانند دزدی آب و برق ، قاچاق مواد، اعتیاد و ... بسیار زیاد است. رشد مهاجرت در ایران در سالهای اخیر بسیار چشمگیر است.

12-2)مشروبات الکی

در جوامعی که مصرف مشروبات الکلی رواج دارد، جرائم بسیاری از سوی مصرف کنندگان واقع می شود.

مصرف شراب قدمتی بیش از پنج هزار سال دارد. تاریخ نشانگر آنست که جنایات سفاکان بسیاری در حال مستی رخ داده است. نرون فرمانروای روم، فرمان آتش زدن شهر روم را در حال مستی صادر نمود.(قربان حسینی، جرم شناسی و جرم یابی سرقت، ص 258)

مصرف الکل تغییراتی را در وضعیت روحی و شخصیتی فرد بوجود می آورد که اثرات آنی و اثرات تدریجی دارد و اثرات فوری آن عقل و شعور و درک را زایل می کند و از نظر جرائم عمدی و غیر عمدی بسیار خطرناک است.

13-2) اعتیاد

مصرف مواد مخدر ، روان گردانها و ... تأثیر به سزائی در ارتکاب جرائم دارد فرد معتاد از خود بی خود شده و شعورش را از دست داده و ممکن است هرکاری از او سر بزند و گاهی برای تهیه مواد بعلت نداشتن پول مرتکب انواع جرائم می گردد.

14-2) بی خانمانی

افراد بی خانمان در خیابانها سرگردانند و یا به علل برخی بزهکاریهایی که توأم با بی خانمانی آنهاست مثل دزدی، اعتیاد و ... در زندانهای یا کانونهای اصلاح و تربیت بسر برند. افراد بی خانمان دسته های مختلفی از افراد را شامل می شود مانند بیماران روانی شدید که اغلب مدتهاست از خانواده خود دورند، معتادین، کودکان خیابانی و دختران و زنانی که با بی خانمانی به انحرافات جنسی نیز مبتلا هستند این افراد در جامعه مرتکب انواع جرائم و بزهکاریها شده و برای افراد جامعه مزاحمتهای فراوانی ایجاد نموده که مسؤولان کشور باید قاطعانه با این موضوع برخورد نموده و با تأسیس مراکز اصطلاحی آنها را از سطح شهر جمع آوری نمایند.

این مبحث ادامه دارد...